زبان فارسی - آمادگی آزمون مدیریت اجرایی

وب سایت آموزشی مصطفی علیزاده-مولف و مدرس فارسی آزمون مدیریت اجرایی

 
آغاز ثبت نام کلاس های آمادگی کنکور -1
نویسنده : مصطفی علیزاده - ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۳۱
 

 

نقل خبر از: سایت موسسه کوی کوثر طاها

موسسه کوی کوثر از تاریخ 4/2/89 اقدام به ثبت نام دوره های کنکور ارشد سراسری می نماید

امسال علاوه بر رشته های مدیریت و حسابداری و اقتصاد و مدیریت اجرایی و MBA رشته های علوم تربیتی 1و2 - روانشناسی - مجموعه حقوق - Teaching - فیزیک - مهندسی صنایع - مجموعه برق را نیز به رشته های پیشین اضافه نموده است.

برای مشاهده اطلاعات کامل درباره برنامه کلاس ها و مدرسین و میزان شهریه و تخفیفات و ... به این صفحه مراجعه کنید

 


 
comment نظرات ()
 
 
افزایش ظرفیت پذیرش آزمون به 50 هزارتن
نویسنده : مصطفی علیزاده - ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٩
 


انتخاب رشته مجازین در هفته اول خرداد


معاون سازمان سنجش آموزش کشور از اعلام نتایج اولیه آزمون کارشناسی ارشد دراواخر اردیبهشت ماه خبر داد و به پذیرش نهایی بیش از 50 هزار داوطلب در این آزمون اشاره کرد.
دکتر خدایی در گفت‌وگو با خبرنگار صنفی آموزشی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، با بیان اینکه شمار داوطلبان مجاز هنوز مشخص نشده است، گفت: انتخاب رشته مجازین در هفته اول خرداد ماه و به صورت اینترنتی انجام می‌شود.
وی با اشاره به اعلام نتایج نهایی آزمون کارشناسی ارشد در نیمه اول شهریور ماه، با اشاره به افزایش ظرفیت پذیرش آزمون کارشناسی ارشد، گفت: بیش از 50 هزارداوطلب در این آزمون پذیرفته خواهند شد که با احتساب ظرفیت دانشگاه‌های پیام نور، آزاد و غیرانتفاعی، این میزان به بیش از 90 تا 95 هزار نفر می‌رسد.
خدایی در خاتمه با اشاره به شانس قبولی آزمون کارشناسی ارشد نیز گفت: پیش‌بینی می‌شود از میان هر یک‌صد داوطلب شش نفر در آزمون کارشناسی ارشد 89 پذیرش و وارد دانشگاه‌ها شوند


 
comment نظرات ()
 
 
تغییر نحوه برگزاری آزمون‌های ارشد و دکتری از امسال
نویسنده : مصطفی علیزاده - ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٤
 


 

 

معاون آموزشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از بازنگری آیین‌نامه آزمون‌های سراسری در کلیه مقاطع خبر داد و گفت: بر این اساس با هماهنگی با معاونان آموزشی دانشگاه‌ها، شکل برگزاری آزمون‌های مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری بازنگری و آزمون کارشناسی حذف می‌شود.

دکتر حسین نادری‌منش در گفت‌وگو با خبرنگار صنفی آموزشی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)؛ با بیان اینکه در آیین‌نامه نوع آزمون‌ها بحث این است که شکل آزمون‌ها تغییر کند، تصریح کرد: براین اساس به عنوان نمونه مجلس از ما خواسته است که آزمون ورود به دانشگاه در مقطع کارشناسی حذف و برداشته شود که راهکارهای اجرایی آن در حال انجام است.

وی همچنین درباره تغییرات احتمالی آزمون‌های مقاطع تحصیلات تکمیلی نیز گفت: با توجه به برخی حساسیت‌ها و مشکلات موجود، آیین‌نامه آزمونی مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری با هماهنگی معاونت آموزشی دانشگاه‌ها در حال بازنگری و تغییر است و این تغییرات در سال جاری اعمال خواهد شد.

وی درباره آزمون دکتری با اشاره به انتقاد داوطلبان از اینکه باید به طور همزمان در چند دانشگاه آزمون دهند، گفت:‌ براین اساس در آزمون دکتری قرار است در ابتدا یک آزمون به صورت یکپارچه و کلی برگزار شود و براساس نمرات کسب شده توسط دانشجویان، چند برابر ظرفیت دانشجو به دانشگاه‌ها اعلام شود تا دانشگاه‌ها پس از انجام مصاحبه، دانشجویان خود را جذب کنند.

معاون آموزشی وزارت‌ علوم درباره تغییرات آیین‌نامه آزمون کارشناسی ارشد نیز اظهار کرد: در زمینه ماهیت آزمون ارشد بحث این است که در ابتدا یک امتحان عمومی از مباحث کلی رشته تخصصی داوطلب برگزار شود و طی آن یک اختیاراتی به کسانی که حداقل‌ نمره را کسب می‌کنند داده می‌شود، این امتحان عمومی می‌تواند همچون آزمون تافل دکتری به صورت چند بار در سال برگزار شود و نمره آن نیز برای مدتی دارای اعتبار باشد. پس از آن نمرات در اختیار دانشگاه‌ها قرار داده می‌شود و داوطلبان براساس نمره‌ای که کسب کردند در دانشگاهها پذیرش خواهند شد.

وی ادامه داد: با توجه به اینکه داوطلبان مقطع کارشناسی ارشد دارای معدل‌های متفاوت از دانشگاه‌های مختلف هستند، گفت: بنابراین برای غربالگری داوطلبان یک امتحان عمومی گرفته می‌شود.

نادری منش در خاتمه گفت وگو با ایسنا خاطرنشان کرد: بنابراین جهت اصلاح الگوی بهره وری و جلوگیری از اتلاف وقت و اضطراب و تنش، شیوه و شکل برگزاری آزمون‌های تحصیلات تکمیلی درحال بازنگری است که براین اساس با هماهنگی با معاونان آموزشی دانشگاه‌های بزرگ، تصمیمات جدید به زودی اعلام می‌شود.


 
comment نظرات ()
 
 
نتایج مرحله اول آزمون کارشناسی ارشد در اواخر اردیبهشت
نویسنده : مصطفی علیزاده - ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٤
 

 

 

معاون سازمان سنجش آموزش کشور اعلام کرد: نتایج مرحله اول آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی کشور در اواخر اردیبهشت ماه اعلام می شود

دکتر ابراهیم خدایی، در گفت‌وگو با  ایسنا ، افزود: در این مرحله بیش از 3 برابر ظرفیت پذیرش، مجاز به انتخاب رشته می‌شوند البته هنوز به دلیل نهایی نشدن ظرفیت‌ها، نمی‌توان آمار دقیقی اعلام کرد.

وی در ادامه زمان انتخاب رشته اینترنتی مجازین آزمون کارشناسی ارشد را هفته اول خردادماه اعلام و اظهار کرد: نتایج نهایی این آزمون نیز هفته اول شهریور اعلام می‌شود.

معاون سازمان سنجش در ادامه با اشاره به شانس قبولی آزمون کارشناسی ارشد نیز گفت: تا زمان نهایی شدن ظرفیت‌ها نمی‌توان آمار دقیقی را اعلام کرد ولی پیش‌بینی می‌شود که بین 45 تا 50 هزار نفر در نهایت در این آزمون پذیرفته شوند. بنابراین پیش بینی می‌شود از میان هر یکصد داوطلب شش نفر در آزمون کارشناسی ارشد 89 پذیرش و وارد دانشگاهها شوند. البته این تعداد بدون احتساب ظرفیت پذیرش دانشگاه‌های آزاد، پیام‌نور و استعدادهای درخشان است


 
comment نظرات ()
 
 
25فروردین- روز بزرگداشت عطار
نویسنده : مصطفی علیزاده - ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٤
 

به مناسبت بزرگداشت شیخ عطار نیشابوری

فریدالدین ابو حامد محمد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق عطار نیشابوری، یکی از شعرا، نویسندگان و عارفان نام آور ایران در اواخر قرن ششم و اویل قرن هفتم هجری قمری است. برخی تاریخ نویسان سال ولادت او را 513 و بعضی دیگر، 537 هجری.ق، می دانند.
 عطار در روستای «کدکن» یا شادیاخ که در آن زمان از توابع شهر نیشابور بوده به دنیا آمد. از دوران کودکی او اطلاعی در دست نیست جز اینکه پدرش در شهر شادیاخ به شغل عطاری(دارو فروشی) مشغول بوده و فریدالدین نیز بعد از وفات پدر، کار او را ادامه می دهد و به شغل عطاری مشغول می شود. عطار علاوه بر دارو فروشی به کار طبابت هم مشغول بوده است. خود می گوید:
به داروخانه پانصد شخص بودند              که در هر روز نبضم می نمودند
 
عطار در اواسط عمر خود دچار تحولی روحی شد و به عرفان روی آورد. در مورد چگونگی رخ دادن این انقلاب روحی، داستانهای مختلفی بیان شده که معروفترین آن این است که:
 
"روزی عطار در دکان خود مشغول به معامله بود که درویشی به آنجا رسید و چند بار با گفتن جمله چیزی برای خدا بدهید از عطار کمک خواست ولی او به درویش چیزی نداد. درویش به او گفت: ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنیا بروی؟ عطار گفت: همانگونه که تو از دنیا می روی. درویش گفت: تو مانند من می توانی بمیری؟ عطار گفت: بله، درویش کاسه چوبی خود را زیر سر نهاد و با گفتن کلمه الله از دنیا برفت. عطار چون این را دید شدیداً منقلب گشت و از دکان خارج شد و راه زندگی خود را برای همیشه تغییر داد."


 
او بعد از مشاهده حال درویش دست از کسب و کار کشید و به خدمت شیخ الشیوخ عارف رکن الدین اکاف رفت که در آن زمان عارف معروفی بود و به دست او توبه کرد و به ریاضت و مجاهدت با نفس مشغول شد و چند سال در خدمت این عارف بود.
عطار سپس قسمتی از عمر خود را به رسم سالکان طریقت در سفر گذراند و از مکه تا ماوراءالنهر به مسافرت پرداخت و در این سفرها بسیاری از مشایخ و بزرگان زمان خود را زیارت کرد و در همین سفرها بود که به خدمت مجدالدین بغدادی رسید.
 

گفته شده در هنگامی که شیخ به سن پیری رسیده بود بهاءالدین محمد پدر جلال الدین بلخی با پسر خود به عراق سفر می کرد که در مسیر خود به نیشابور رسید و توانست به زیارت شیخ عطار برود، شیخ نسخه ای از اسرار نامه خود را به جلال الدین که در آن زمان کودکی خردسال بود هدیه داد.


در مورد وفات او نیز روایت های مختلفی وجود دارد و برخی از تاریخ نویسان سال وفات او را 627 هجری .ق، دانسته اند و برخی دیگر،632  یا 616 . اما اکثر محققان سال وفات او را 627 هجری .ق دانسته اند. در مورد چگونگی مرگ او نیز روایت های مختلفی بیان شده از جمله آنکه در حمله مغول به نیشابور، شیخ را لای فرش قرار داده و فرش را لوله کرده اند تا خفه شود. و نیز آنکه در هنگام یورش مغولان به شهر نیشابور توسط یک سرباز مغول به شهادت رسیده که شیخ بهاءالدین در کتاب معروف خود کشکول این واقعه را چنین تعریف می کند که وقتی لشکر تاتار به نیشابور رسید اهالی نیشابور را قتل عام کردند و ضربت شمشیری توسط یکی از مغولان بر دوش شیخ خورد که شیخ با همان ضربت از دنیا رفت و نقل کرده اند که چون خون از زخمش جاری شد شیخ بزرگ دانست که مرگش نزدیک است. با خون خود بر دیوار این رباعی را نوشت:
 
در کوی تو رسم سرفرازی این است                 مستان تو را کمینه بازی این است
با این همه رتبه هیچ نتوانم گفت                     شاید که تو را بنده نوازی این است 
 
آرامگاه شیخ عطار در نزدیکی شهر نیشابور قرار دارد. این مقبره در عهد تیموریان خراب شد و بعدها به فرمان امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین بایقرا مرمت و تعمیر شد.

 عزم آن دارم که امشب نیم مست            پای کوبان کوزه‌ی دردی به دست
  سر به بازار قلندر در نهم                       پس به یک ساعت ببازم هرچه هست
  تا کی از تزویر باشم خودنمای                تا کی از پندار باشم خودپرست
 پرده‌ی پندار می‌باید درید                        توبه‌ی زهاد می‌باید شکست
  وقت آن آمد که دستی بر زنم                 چند خواهم بودن آخر پای‌بست
  ساقیا در ده شرابی دلگشای               هین که دل برخاست غم در سر نشست
  تو بگردان دور تا ما مرد وار                    دور گردون زیر پای آریم پست
  مشتری را خرقه از سر برکشیم            زهره را تا حشر گردانیم مست
  پس چو عطار از جهت بیرون شویم        بی جهت در رقص آییم از الست

 

منابع: دانشنامه رشد - و دیوان غزلیات


 
comment نظرات ()
 
 
سوالات و پاسخ های فارسی آزمون اجرایی ٨٩
نویسنده : مصطفی علیزاده - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٠
 

سوالات و پاسخ های(کلید) فارسی آزمون مدیریت اجرایی ٨٩

 

دانلود سوالات (دفترچه E)

 

 

جدول پاسخ سوالات (دفترچه e)

انشاله به زودی و به صورت تدریجی، پاسخ های تشریحی را در سایت قرار خواهم داد.


 
comment نظرات ()
 
 
قصه عمو نوروز و ننه سرما
نویسنده : مصطفی علیزاده - ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۳
 

 

با هم بخوانیم قصه "عمو نوروز و ننه سرما" را که از سایت «آریابوم» نقل شده است:

 

یکی بود، یکی نبود. پیرمردی بود به نام عمو نوروز که هر سال روز اول بهار با کلاه نمدی، زلف و ریش حنا بسته، کمرچین قدک آبی، شال خلیل خانی، شلوار قصب و گیوه ی تخت نازک از کوه راه می افتاد و عصا به دست می آمد به سمت دروازه ی شهر.

بیرون از دروازه ی شهر پیرزنی زندگی می کرد که دلباخته ی عمو نوروز بود و روز اول هر بهار، صبح زود پا می شد، جایش را جمع می کرد و بعد از خانه تکانی و آب و جاروی حیاط، خودش را حسابی تر و تمیز می کرد. به سر و دست و پایش حنای مفصلی می گذاشت و هفت قلم، از خط و خال گرفته تا سرمه و سرخاب و زرک آرایش می کرد. یل ترمه و تنبان قرمز و شلیته ی پرچین می پوشید و مشک و عنبر به سر و صورت و گیسش می زد و فرشش را می آورد می انداخت رو ایوان، جلو حوضچه ی فواره دار رو به روی باغچه اش که پر بود از همه جور درخت میوه ی پر شکوفه و گل رنگارنگ بهاری و در یک سینی قشنگ و پاکیزه سیر، سرکه، سماق، سنجد، سیب، سبزی، و سمنو می چید و در یک سینی دیگر هفت جور میوه ی خشک و نقل و نبات می ریخت. بعد منقل را آتش می کرد و می رفت قلیان می آورد می گذاشت دم دستش. اما، سر قلیان آتش نمی گذاشت و همان جا چشم به راه عمو نوروز می نشست.

چندان طول نمی کشید که پلک های پیرزن سنگین می شد و یواش یواش خواب به سراغش می آمد و کم کم خرناسش می رفت به هوا.

در این بین عمو نوروز از راه می رسید و دلش نمی آمد پیرزن را بیدار کند. یک شاخه گل همیشه بهار از باغچه می چید رو سینه ی او می گذاشت و می نشست کنارش. از منقل یک گله آتش برمی داشت می گذاشت سر قلیان و چند پک به آن می زد و یک نارنج از وسط نصف می کرد؛ یک پاره اش را با قندآب می خورد. آتش منقل را برای این که زود سرد نشود می کرد زیر خاکستر؛ روی پیرزن را می بوسید و پا می شد راه می افتاد.

آفتاب یواش یواش تو ایوان پهن می شد و پیرزن بیدار می شد. اول چیزی دستگیرش نمی شد. اما یک خرده که چشمش را باز می کرد می دید ای داد بی داد همه چیز دست خورده. آتش رفته سر قلیان. نارنج از وسط نصف شده. آتش ها رفته اند زیر خاکستر، لپش هم تر است. آن وقت می فهمید که عمو نوروز آمده و رفته و نخواسته او را بیدار کند.

پیر زن خیلی غصه می خورد که چرا بعد از آن همه زحمتی که برای دیدن عمو نوروز کشیده، درست همان موقعی که باید بیدار می ماند خوابش برده و نتوانسته عمو نوروز را ببیند و هر روز پیش این و آن درد دل می کرد که چه کند و چه نکند تا بتواند عمو نوروز را ببیند؛ تا یک روزی کسی به او گفت چاره ای ندارد جز یک دفعه ی دیگر باد بهار بوزد و روز اول بهار برسد و عمو نوروز باز از سر کوه راه بیفتد به سمت شهر و او بتواند چشم به دیدارش روشن کند.

 

پیر زن هم قبول کرد. اما هیچ کس نمی داند که سال دیگر پیرزن توانست عمو نوروز را ببیند یا نه. چون بعضی ها می گویند اگر این ها همدیگر را ببینند دنیا به آخر می رسد و از آن جا که دنیا هنوز به آخر نرسیده پیرزن و عمو نوروز همدیگر را ندیده اند.


 
comment نظرات ()
 
 
بهار آمد!
نویسنده : مصطفی علیزاده - ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۳
 

بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد
نگار آمد نگار آمد نگار بردبار آمد
صبوح آمد صبوح آمد صبوح راح و روح آمد
خرامان ساقی مه رو به ایثار عقار آمد
صفا آمد صفا آمد که سنگ و ریگ روشن شد
شفا آمد شفا آمد شفای هر نزار آمد
حبیب آمد حبیب آمد به دلداری مشتاقان
طبیب آمد طبیب آمد طبیب هوشیار آمد
سماع آمد سماع آمد سماع بی‌صداع آمد
وصال آمد وصال آمد وصال پایدار آمد
ربیع آمد ربیع آمد ربیع بس بدیع آمد
شقایق‌ها و ریحان‌ها و لاله خوش عذار آمد
کسی آمد کسی آمد که ناکس زو کسی گردد
مهی آمد مهی آمد که دفع هر غبار آمد
دلی آمد دلی آمد که دل‌ها را بخنداند
میی آمد میی آمد که دفع هر خمار آمد
کفی آمد کفی آمد که دریا در از او یابد
شهی آمد شهی آمد که جان هر دیار آمد
کجا آمد کجا آمد کز این جا خود نرفتست او
ولیکن چشم گه آگاه و گه بی‌اعتبار آمد
ببندم چشم و گویم شد گشایم گویم او آمد
و او در خواب و بیداری قرین و یار غار آمد
کنون ناطق خمش گردد کنون خامش به نطق آید
رها کن حرف بشمرده که حرف بی‌شمار آمد

( مولانا جلال الدین محمد بلخی)

 

دوباره طبیعت متولد شد و بهار که صدای پایش پیش از این به گوش می رسید، رخ نشان داد. به قول سعدی (علیه الرحمه) باد نوروزی، طبیعت را  گل افشان و باطراوت کرده است:

برخیز که می رود زمستان            بگشای در سرای بستان

  نارنج و بنفش بر طبق نه             منقل بگذار، در شبستان

   برخیز که باد صبح نوروز             در باغچه می کند گل افشان

   بوی گل و بامداد  نوروز             و آواز خوش هزار دستان

 

امیدوارم که در سال جدید، به  آرامش و شادی حقیقی دست یابیم و سلامتی و کامرانی، حتی به قدر چشم به هم زدنی، روی خود را  از ما نگرداند!

 


 
comment نظرات ()